آیا اقتصاد جهانی توان عبور از شوک نفتی بعدی را خواهد داشت؟
جهان پس از جنگ ایران و آمریکا؛

آیا اقتصاد جهانی توان عبور از شوک نفتی بعدی را خواهد داشت؟

۱۸ تیر ۱۴۰۵

درگیری چهارماهه میان ایران و ایالات متحده آمریکا، بزرگ‌ترین اختلال در عرضه جهانی نفت طی تاریخ معاصر را رقم زد؛ بحرانی که با محدود شدن تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز، نگرانی‌ها درباره وقوع یک بحران انرژی فراگیر را به اوج رساند.

به گزارش نماد اقتصاد، هرچند اقتصاد جهانی برخلاف بسیاری از پیش‌بینی‌ها توانست از این شوک نفتی عبور کند اما کارشناسان هشدار می‌دهند که آرامش کنونی بازار نفت، بیش از آنکه نشانه بازگشت ثبات پایدار باشد، حاصل مصرف گسترده ذخایر اضطراری و اتخاذ سیاست‌هایی است که تکرار آن‌ها در بحران‌های آینده چندان امکان‌پذیر نخواهد بود.

جنگ چهارماهه ایران موجب شد روزانه حدود ۱۴ میلیون بشکه از عرضه موثر نفت جهان با اختلال مواجه شود؛ رقمی که براساس برآوردهای آژانس بین‌المللی انرژی، بزرگ‌ترین شوک عرضه نفت در تاریخ مدرن به شمار می‌رود. محدودیت‌های اعمال‌شده بر تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز که حدود یک‌پنجم تجارت جهانی نفت خام و فرآورده‌های نفتی از آن عبور می‌کند، بار دیگر اهمیت این گذرگاه راهبردی را در امنیت انرژی جهان آشکار ساخت.

با این حال، برخلاف بحران‌های نفتی دهه ۱۹۷۰ میلادی یا حتی پیامدهای جنگ روسیه و اوکراین، بازار جهانی این‌بار انعطاف‌پذیری قابل‌توجهی از خود نشان داد. آزادسازی گسترده ذخایر راهبردی نفت، تغییر مسیر صادرات کشورهای حاشیه خلیج فارس، کاهش رشد مصرف نفت در چین و استفاده گسترده این کشور از ذخایر استراتژیک خود، مانع از شکل‌گیری کمبود گسترده سوخت شد و در نهایت قیمت نفت را از اوج دوران جنگ به سطوحی حتی پایین‌تر از پیش از آغاز درگیری بازگرداند.

عبور اقتصاد جهانی از یک بحران تمام‌عیار انرژی

با وجود آنکه جنگ ایران و آمریکا بیش از یک میلیارد بشکه از عرضه موثر نفت جهان را تحت تاثیر قرار داد، اقتصاد جهانی عملکردی فراتر از انتظار بسیاری از تحلیلگران داشت. در اوج بحران، قیمت نفت برنت تا محدوده ۱۲۶ دلار در هر بشکه افزایش یافت اما با کاهش تنش‌ها و افزایش اعتماد معامله‌گران به توان بازار در مدیریت بحران، قیمت‌ها به تدریج روند نزولی در پیش گرفت.

سه عامل اصلی در مهار این شوک نقش تعیین‌کننده داشتند. نخست، هماهنگی بی‌سابقه آژانس بین‌المللی انرژی برای آزادسازی ذخایر اضطراری نفت بود که با مشارکت دولت‌ها و شرکت‌های بزرگ انرژی، مجموعا حدود یک میلیارد بشکه نفت از ذخایر استراتژیک و تجاری وارد بازار شد.

عامل دوم به نقش چین بازمی‌گردد. بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان با تکیه بر ذخایر راهبردی نزدیک به ۱.۴ میلیارد بشکه‌ای، بدون افزایش واردات، بخش مهمی از نیاز داخلی خود را تامین کرد. همزمان رشد سریع خودروهای الکتریکی و کاهش سرعت رشد مصرف نفت در اقتصاد چین نیز فشار تقاضا بر بازارهای جهانی را کاهش داد.

در نهایت، عربستان سعودی و امارات متحده عربی با استفاده از خطوط انتقال و پایانه‌های صادراتی جایگزین، بخش قابل‌توجهی از صادرات نفت خود را خارج از مسیر تنگه هرمز انجام دادند؛ اقدامی که از تشدید کمبود عرضه جلوگیری کرد و اعتماد بازار را نسبت به تداوم صادرات نفت منطقه افزایش داد.

سپری که هزینه سنگینی داشت

مهم‌ترین ابزار مهار بحران، استفاده گسترده از ذخایر اضطراری نفت بود. آژانس بین‌المللی انرژی هماهنگی لازم برای آزادسازی حدود ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر کشورهای عضو را انجام داد و دولت‌ها نیز با برداشت از ذخایر ملی و انبارهای شرکت‌های تجاری، عرضه بازار نفت را تقویت کردند.

این سیاست اگرچه مانع اختلال در فعالیت پالایشگاه‌ها و کمبود سوخت شد اما هزینه‌ای پنهان برای اقتصاد جهانی به همراه داشت. ذخایر راهبردی برای مقابله با بحران‌های استثنایی ایجاد شده‌اند و استفاده گسترده از آن‌ها به معنای کاهش قابل‌توجه حاشیه امنیت انرژی جهان در برابر شوک‌های آینده است.

چین؛ بازیگری که بی‌سروصدا بازار نفت را آرام کرد

یکی از مهم‌ترین تحولات این بحران، نقش متفاوت چین در مدیریت بازار جهانی نفت بود؛ نقشی که شاید در روزهای نخست کمتر مورد توجه قرار گرفت.

پکن با اتکا به ذخایر عظیم نفتی خود، از افزایش واردات در دوران جنگ خودداری و همزمان با گسترش خودروهای الکتریکی و انعطاف بیشتر صنعت پتروشیمی، رشد مصرف نفت را کنترل کرد. این سیاست‌ها موجب شد فشار بر بازار جهانی کاهش یافته و رقابت کشورها برای خرید نفت تشدید نشود؛ عاملی که سهم مهمی در آرام‌سازی قیمت‌ها داشت.

مسیرهای جایگزین صادرات نفت

اگرچه محدودیت‌های ایجادشده در تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین تهدیدهای بازار انرژی محسوب می‌شد اما کشورهای تولیدکننده حوزه خلیج فارس اجازه ندادند صادرات نفت به طور کامل متوقف شود.

عربستان سعودی و امارات با تکیه بر زیرساخت‌های انتقال زمینی و پایانه‌های صادراتی خارج از تنگه هرمز، بخش مهمی از صادرات خود را حفظ کردند. علاوه بر این، شرکت‌های کشتیرانی نیز به تدریج خود را با شرایط امنیتی جدید تطبیق دادند و با پیشرفت مذاکرات آتش‌بس، تردد نفتکش‌ها نیز روندی افزایشی پیدا کرد.

ثبات واقعی یا خوش‌بینی زودهنگام؟

بازگشت قیمت نفت به سطوح پایین‌تر موجب شده بخشی از سرمایه‌گذاران پایان بحران را قطعی بدانند اما بسیاری از کارشناسان چنین برداشتی را خوش‌بینانه ارزیابی می‌کنند.

آتش‌بس میان تهران و واشنگتن همچنان موقتی است، مذاکرات پیرامون برنامه هسته‌ای ایران به توافقی جامع نرسیده و بخش‌هایی از زیرساخت‌های انرژی کشورهای حوزه خلیج فارس همچنان نیازمند بازسازی هستند. از سوی دیگر، الگوی عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز هنوز به شرایط پیش از جنگ بازنگشته است؛ موضوعی که نشان می‌دهد ریسک‌های لجستیکی همچنان پابرجاست.

بازسازی ذخایر نفت؛ چالش پرهزینه دولت‌ها

یکی از مهم‌ترین پیامدهای بلندمدت جنگ ایران و آمریکا، کاهش بی‌سابقه ذخایر اضطراری نفت در جهان است. برآوردها نشان می‌دهد جایگزینی بیش از یک میلیارد بشکه نفت برداشت‌شده از این ذخایر، با قیمت‌های کنونی بازار، به بیش از ۷۰ میلیارد دلار سرمایه نیاز دارد. این در حالی است که انتظارات نسبت به قیمت‌های بلندمدت نفت نیز پس از جنگ افزایش یافته و هزینه بازسازی این ذخایر را بیش از گذشته کرده است.

در چنین وضعیتی، دولت‌ها ناچارند میان ضرورت تقویت امنیت انرژی، محدودیت‌های مالی، کنترل تورم و اهداف گذار به انرژی‌های پاک، توازن برقرار کنند؛ معادله‌ای که تصمیم‌گیری را بیش از هر زمان دیگری دشوار ساخته است.

پیامدهای اقتصادی شوک بعدی چه خواهد بود؟

تجربه جنگ ایران و آمریکا نشان داد بازار انرژی امروز نسبت به گذشته متنوع‌تر و مقاوم‌تر شده است اما همین تجربه آشکار کرد که این تاب‌آوری تا چه اندازه به ابزارهای اضطراری وابسته بوده است.

اگر پیش از بازسازی ذخایر راهبردی، جهان با بحران ژئوپلیتیکی دیگری، یک فاجعه طبیعی یا اختلال جدید در عرضه نفت روبه‌رو شود، دولت‌ها ابزارهای بسیار محدودتری برای کنترل بازار خواهند داشت. در چنین شرایطی، افزایش قیمت نفت می‌تواند به سرعت هزینه حمل‌ونقل، تولید صنعتی و انرژی خانوارها را افزایش داده و موج تازه‌ای از فشارهای تورمی را به اقتصاد جهانی تحمیل کند؛ مسئله‌ای که سیاست‌گذاری بانک‌های مرکزی را نیز پیچیده‌تر خواهد ساخت.

همچنین تداوم نوسانات قیمت نفت می‌تواند برنامه‌ریزی سرمایه‌گذاری شرکت‌ها، زنجیره‌های تامین جهانی و رشد اقتصادی کشورهای واردکننده انرژی، به‌ویژه اقتصادهای نوظهور، را با چالش‌های جدی مواجه کند.

نظم جدید بازار انرژی در سایه جنگ

جنگ ایران و آمریکا شاید در نهایت نه به دلیل ایجاد یک بحران نفتی، بلکه به واسطه آشکار کردن نقاط قوت و ضعف ساختار جدید بازار انرژی جهان در حافظه اقتصاد جهانی باقی بماند. این بحران نشان داد که همکاری بین‌المللی، تنوع مسیرهای تامین، ذخایر راهبردی و تغییر الگوی مصرف می‌توانند شوک‌های بزرگ را مهار کنند؛ اما همزمان روشن ساخت که بخش مهمی از این موفقیت با مصرف سرمایه‌ای به دست آمده که طی دهه‌ها برای مقابله با شرایط اضطراری انباشته شده بود.

در این میان، نقش فزاینده چین نیز از یک واردکننده صرف نفت فراتر رفته و این کشور را به یکی از مهم‌ترین بازیگران تثبیت‌کننده بازار جهانی انرژی تبدیل کرده است؛ تغییری که می‌تواند موازنه قدرت در بازار نفت را طی سال‌های آینده دگرگون کند.

واقعیت آن است که بحران اخیر پایان نیافته، بلکه تنها وارد مرحله‌ای متفاوت شده است. هرچه روند بازسازی ذخایر راهبردی با کندی بیشتری پیش برود، ظرفیت اقتصاد جهانی برای مقابله با شوک‌های بعدی محدودتر خواهد شد. از این منظر، آینده بازار نفت دیگر تنها به تحولات ژئوپلیتیکی خاورمیانه وابسته نیست، بلکه به سرعت احیا حاشیه امنیت انرژی جهان نیز گره خورده است؛ حاشیه‌ای که در جنگ ایران به بهای حفظ ثبات اقتصاد جهانی، تا حد زیادی مصرف شد.

لینک کوتاه مطلب:
https://namadeghtesad.ir/?p=67901
لینک با موفقیت کپی شد!

اخبار مرتبط

۰ دیدگاه